تبليغاتX
ما حرفه مشترک داریم ، بارور کردن شعورمان

ما حرفه مشترک داریم ، بارور کردن شعورمان

THE TRUTH OF FAITH IS TRUSTING IN GOD
مصدق به ما چه آموخت؟ شنبه هفدهم اسفند 1387
با درود به همه ايرانيان در درون و برون از مرزهای ميهن و درود به روان همه بخون خفتگان راه آزادی و آبادی ايران(راه مصدق) از بابک خرمدين تا زنده يادان داريوش و پروانه فروهر.

بی شک هم ميهنانی که در راه آزادی و آبادی ايران جان باختند بسيارند ومن نخواستم تمام زمان سخن ام را به نامبردن از بزرگانی که در اين راه به خاک و خون خفتند بگذرانم از اينرو تنها ازفروهر ها ياد نمودم که در همين آرامگاه آنان من را با بسياری از آموزش های پيشوای درگذشته ملت ايران آشنا نمودند.

دکتر مصق به هيچ " ايسمی" وابستگی و دلبستگی نداشت و در زمانی که دوره ايده ئولوژی های وارداتی مانند ليبراليسم، مارکسيسم-لنينيسم ، سوسيال دموکراسی و مانند آنها بود.
بزرگمرد تاريخ ايران ناوابستگی، سياست موازنه منفی و بهره گيری از نيروی شکوهمند ملت ايران را برای پی ريزی بنای ايرانی آزاد و آباد، درپيش گرفت . از همين رو ايرانيان از خرد سالان تا سالمندان هوادار راه و روش او شده و در همه گروه های سنی پشتيبانی خود را از راه مصدق نشان ميدادند. نمونه هائی از پيآمد آموزش های دکتر مصدق روی همه گروه های سنی در آن زمان و پس از به بند کشيده شدن رهبر نهضت ملی چنين اس:

در اين رهگذر نخست بايد از نوجوانی خود بگويم.
نوشته شده توسط اسماعیل در ساعت 0:26 | موضوع : دیدگاه
[ ]
جوانان و وظیفه ی امروز! جمعه نهم اسفند 1387

 

پذیرش «اسلام» برای هر فرد به معنای پذیرش کار انقلابی است. «اسلام» از ابتدای موجودیت علنی خود هیچگاه به «معنای درک واقعی زمان» مسکوت و مرکود نبوده است و نخواهد بود.

اما در «واحد» های زمانی کنونی ادیانی که پیوندی با دولت مردان خود دارند و منافع «مادی» خود را در تضادی جدی با «اسلام» می بینند ، اقداماتی جدی - زیرکانه و مرموزانه انجام می دهند!

پذیرندگان «اسلام» بایستی با توجه به اتفاقات امروزی در برنامه های روزانه ی خود از هر سیستم و جهت هوشیارانه برخورد کنند.

«جمع » مقابل «اسلام» را می توان آن دسته از نیروهایی دانست که امروز در دو پادگان (نرم افزاری) و (سخت افزاری) فعالیت می کنند.

در دنیایی که امروز به شایسته می توان «دهکده» ای نامید ، مرزهای انسانی، مذهبی، فرهنگی و سیاسی در هم می تند!

در این وانفسای کنونی تنها عاملی که باعث حفظ و برقرای قداست و احتراز پرچم کشور می شود، دارا بودن روحیه ی «انقلابی» در میان ملت – مردم می باشد آن هم ملت ها و مردمانی که به شکل انقلابی استقلال و آزادی را در قالب جمهوری اسلامی فریاد زده اند!

فریاد (این ملت – مردم بایستی تا هنگامه ی تحویل دادن به نسلی که بتواند روحیه ی انقلابی را حفظ و دارا باشد) ، «رسا» باشد.

انقلاب را با حفظ «روحیه ی انقلابی» می توان به سرانجام رسانید!

اگر به دقت به اتفاقات روزمره چه در خانه و چه در سطح کلان بنگریم مشاهده می شود که نیرویی غیرمحسوس «روحیه ی انقلابی» را به تحلیل می برد!

«انقلاب» به معنایی رهایی از «اسارت» و تضعیف «روحیه ی انقلابی» گرفتار در بند سرمایه داری و مرداب های بشری است.

حال که در «ایران» در چهار دهه ی قبل «انقلاب» شکل گرفت ، انتقال و حفظ انقلاب بایستی توسط چه کسانی انجام گیرد؟

آموخته های «انقلاب57 » را چه کسانی بایستی به نسلی که می خواهد در برابر تندبادهایی که می کوشند این «انقلاب» را از ریشه بیافکنند ، ایستادگی کند ، بیاموزاند؟

«انقلاب» شد ، حال از انجام انقلاب چه خواستیم؟

اگر نیایند و کوتاهی و قصور کنند در انتقال آموخته ها و باورهای انقلاب به جوانان ایران امروز ، مدیون و مرهون خون هایی هستند که  برای پایداری این انقلاب در مکان و زمان های گوناگون داده شده است.

«اسلام» پیوندی ظریفانه با «انقلاب» دارد. اساسا «اسلام» «آرام» نیست. پیوسته در تکاپوی و جوشش و رهایی انسانها از بندهای سرمایه داری است.

«اسلام» نیازمند انسانهایی است که در باورشان جوشش برای حقانیتی است که«خداوند» بر دوش فرستادگانش نهاده است.

امروز که نسل انجام داده ی «انقلاب» به کهولت سن می رسند ، وظیفه ی جوانانی است که امانت دار خون شهدایی باشند که در آن زمان که « رفتند چه غریبانه» کم سن و سال تر از امروز «من و تو» بودند!

انقلابیون و مدیران انقلابی ایران امروز بایستی برای بقا و زیست «انقلاب» در دهه های دیگر جوانان را شریک در کارها و فعالیت های خود بکنند که برای فردای «انقلاب» میدان داری کنند!

پایداری «انقلاب» منوط به دخالت جوانان در کارها و برنامه ریزی های کلان کشور است.

 


نوشته شده توسط اسماعیل در ساعت 1:13 | موضوع : دیدگاه
[ ]
دنیس راس برای ارتباط با ایران! پنجشنبه هشتم اسفند 1387
image

دنیس راس، عهده‌دار امور ایران در دستگاه دیپلماسی واشنگتن شده است. او سابقه‌ای طولانی در امور خاورمیانه دارد. او از مدافعان سیاست تشویق و مجازات در برابر ایران است و گاه بر اعمال فشار تأکید ویژه‌ای داشته است.

دنیس راس (متولد ۱۹۴۸) در دهه‌ی ۱۹۹۰ نود نام‌آور شد، آن هم با نقشی که در مذاکرات صلح خاورمیانه داشت.

 

او در دانشگاه لوس‌آنجلس، در رشته‌ی علوم سیاسی درس خوانده است. رساله‌ی دکترای او درباره‌ی نظام سیاسی اتحاد شوروی است. او دارای سابقه‌ی کار در وزارت دفاع، وزارت امور خارجه و شورای امنیت ملی است.

دنیس راس، با وجود این که مطالعات دانشگاهی‌اش در مورد شوروی است و در امور مربوط به بلوک شرق سابقه‌ی کار دارد، عمدتا به امور خاورمیانه پرداخته است. او اواخر دهه‌ی ۱۹۸۰ در دستگاه دولتی جورج بوش پدر عهده‌دار پیگیری مذاکرات اعراب و اسرائیل از طرف آمریکا شد. در دهه‌ی ۱۹۹۰ به عنوان دیپلمات ارشد، در همه‌ی مذاکرات عمده در این عرصه، از جمله در مذاکراتی که به قراردادهای اسلو منجر شد، حضور داشت.

 

راس در سال ۲۰۰۱ مشاغل دولتی خود را وانهاد و به امور پژوهشی پرداخت. در سال ۲۰۰۴ مدیر مؤسسه‌ی استراتژیک واشنگتن شد که حوزه‌ی پژوهشی آن خاورمیانه است.

 

راس از تهیه‌کنندگان گزارش پرآوازه‌ی "مرکز دو حزبی سیاست‌گزاری" (Bipartisan Policy Center) در سپتامبر ۲۰۰۸ است.

در این گزارش در مورد حالت‌های مختلف برخورد با ایران بحث شده است، به ویژه در مورد گزینه‌ی اقدام نظامی.

پیام اصلی گزارش برای دولت آمریکا، لزوم بسیج دیپلماتیک برای ایجاد یک اجتماع قوی جهانی در مقابل دولت ایران بوده است.


نوشته شده توسط اسماعیل در ساعت 1:29 | موضوع : دیدگاه
[ ]


خرداد: روز گذشته خیابان انقلاب ، پل کالج و دانشگاه پلی‌تیکنیک تهران صحنه‌ی دفاع جانانه‌ی دانشجویان از هویت مستقل و حرمت دانشگاه بود.
براساس برنامه‌ی از پیش تعیین شده‌ی نهادهای امنیتی قرار بود تا 5 «شهید» در دانشگاه امیرکبیر تهران دفن شوند اما دانشجویان از یک ماه پیش‌تر به این سو این اقدام را «پروژه‌ای امنیتی» خواندند و به مقابله با توطئه برخاستند.

با وجود اعتراض‌های گسترده‌ی دانشجویی و واکنش یک‌سان هر دو طیف لیبرال و چپ دانشگاه امیرکبیر باز هم این پروژه پی گرفته شد و دیروز دسته‌ای از گروهان فشار و نیروهای امنیتی کوشش داشتند تا این مرسم برگزار شود.

نوشته شده توسط اسماعیل در ساعت 0:34 | موضوع : خبر
[ ]
«آمدن» یا « آوردن» سه شنبه ششم اسفند 1387

 

مسئله ی انتخابات ریاست جمهوری ایران «1388»  همانند انتخابات ریاست جمهوری «1384» به مثابه ی صافی عمل خواهد کرد!

در آن انتخابات «1384» جریانات اصلاح طلبی به سه واحد سیاسی – اجتماعی تقسیم شدند.

0 اصلاح طلبان پیشرو

0 اصلاح طلبان معتدل

0 اصلاح طلبان محافظه کار

در این تقسیم بندی که  توسط اصولگریان به نحو بسیار زیرکانه انجام شد ، امروز نقطه ی عطفی برای بقای اصولگریان هم محسوب می شود.

اما از انتخابات «84» تا بدین روز «4» سال می گذرد.

در این چهار سال به دقت می توان به ناکارآمدی اصلاح طلبان به جز جریان معتدل«اعتماد ملی» الباقی در کمای نظری و خواب زمستانی سیاسی فرو رفته بودند، که امروز در بهاری سیاسی به اصطلاح«انتخابات»میدان عمل را به شعار های «روان پراکنی» تبدیل نمایند!

حال حرکتی که منجر به مطرح شدن «خاتمی» در انتخابات «88» شده است مسئله ای مهم و قائل به بررسی است!

از آغاز حرکات شفاعی تا مکتوبات کنونی برای انتخابات ریاست جمهوری«88» در رابطه با کاندیداتوری «خاتمی» جریانی شکل گرفته است که در قالب« عملیات روانی» با دو رویکرد «استراتژی و تاکتیک» جمع شده و عمل می کند.

مسئله مهم پیروزی خاتمی نیست، بلکه اهمیت مطلب این است که «آنان» می کوشند که شکست های متوالی و سنگین گذشته را با « عام فریبی مدرن روانی » جبران نمایند.

اصلاح طلبان به علت پراکنی نیرو های اولیه ی «نخبه» خود در آغاز حرکت نتوانستند به کوچکترین نیاز حرکت اصلاح طلبانه ی خود که « ارتباط و نهاد سازی برای نهان و نهال نوپای اصلاحات باشد،را انجام ندادند و تا بدین روز هم ادامه دارد و خواهد داشت. اما نوشتاری مهمتر این است که «خاتمی را آوردند و نه اینکه آمد!! و مهمتر اینکه مردم دعوتی مشفقانه برای انتخابات ندارند، بلکه قراین نشان از جریانی مافیایی با رویکرد عملیات روانی و جنگ روانی و تبلیغات سیاه و خاکستری می کوشدتا صحنه را برای منافع گروهی و باندی خود مهیا کنند.

این «خاتمی» با آن «خاتمی» بسیار فرق کرده است. تفاوتی نه برای تغییر بلکه برای اقناع رای دهندگان.

«خاتمی» «88» با خاتمی«76-84» تفاوت فاحشی در گفته ها و رفتار دارد.

فراموشی نوشته های خود در باب اینکه منتظر قهرمان نباید ماند.!!

فراموشی از کوشندگان و جانبازان و خانواده هایی که زندانی دادند، هزینه دادند، سختی به معنای واقعی کشیدند.

جریان باندی که ایشان را آوردند و خود ایشان هم بدشان نیامد نبایستی با شعار تغییر و اصلاح طلبی وارد میدان انتخابات بشوند.

گروه متمایز غیر محبوبی که خاتمی را لقمه خود کرده اند خیانت به مردم می کنند.

 


نوشته شده توسط اسماعیل در ساعت 21:3 | موضوع : دیدگاه
[ ]