-
او را هم به مانند...... شکستند!!!
-
من یک سوسیال دموکرات مسلمان ایرانی ام.
-
چرا از مرگ مي ترسيم ؟
-
عشق به شما خوبان
-
زنده اید - می مانید- برای ما.
-
پیام تسلیت سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران به مهندس میرحسین موسوی
-
محرم – جوانان – شعب
-
سياسي كردن محيط اجتماعي يك انحراف بزرگ و عقبگرد است
-
نهی از منکر حکومت هدف قیام امام حسین(ع)
-
هنگامه رفتنش بود! باز هم تنها و تنها و اما او ما را تنها نمی گذارد.
من یک سوسیال دموکرات مسلمان ایرانی ام.
نقد خودی دلیل بر بریدگی از جریان نیست.
آنچه امروز همه ی گروه ها و شخصیت ها مستلزم آنیم ، نقد خودی است.
آنان که« نقد خودی» را از این شاخه به آن شاخه می پندارند، در صدد حذف و یا نمره ی بیست به خود دادن است.
يكي از شرايط زندگي خوب ،پذيرش مرگ است .مرگ دوست بسيار خوب و قابل اعتمادي است چون هميشه به ما هشدار مي دهد زندگي پايدار نيست .اما اگر زندگي را انتخاب كرده ايد بايد بكوشيد «در حال»زندگي كنيد .چون اگر منتظر آينده بمانيد ممكن است هرگز به آن نرسيد
يكي از خصوصيات مرگ اينست كه هرگز خبر نمي كند پس بايد طوري زندگی كنيد كه هر لحظه مرگ را در كنار خود احساس كنيد و نداي او را كه مي گويد :«من اينجا هستم ،من اينجا هستم ….»بشنويد و اين كار جزءدر لحظه زندگي كردن ميسر نيست .
در فرهنگ ما هيچ چيز نفرت انگيز تر از فكر و تصور مرگ نيست.
دليل اينكه ما اينچنين از مرگ وحشت داريم اينست كه زندگي نمي كنيم .
چنانچه شما از هر لحظه زندگي ،از اين دقايق خدادادي استفاده مي كرديد ،وقتي نوبتتان
مي رسيد ديگر فرياد و فغان نمي كرديد . از كساني كه در باره مرگ
اطلاعاتي دارند سؤال كنيد چه كساني در در آرامش و سكون دنيا را ترك
مي گويند؟جواب خواهند داد كساني كه تلاش كرده اند زندگي كنند .
مرگ نوعي مبارزه است . او به ما هشدار مي دهد كه وقت را تلف نكنيم .
به ما مي آموزد كه رشد كنيم . از بودن به شدن تبديل شويم و به يكديگر در همين
لحظه مهر بورزيم و يكديگر را ببخشيم .
ميلياردها نفر در اين كره خاكي و در عصر ارتباطات نمي توانند مشكلات خود را با كسي در ميان بگذارند و در پشت ديوار سكوت تنها مانده اند .
بدون تعارف بايد گفت هر چند در عصر ارتباطات و قرن انفجار اطلاعات زيست مي كنيم اما زندگي هايمان در بي نظمي غريبي غرق شده است .
بدبختانه عصري كه هم اكنون در آن زيست مي كنيم عصر بي تفاوتي است .
عصر بي تعهدي ، عصر اضطراب .
استرس و نگراني و ترس هاي فرآيند . رواني جامعه به ما مي آموزد كاري به كار كسي نداشته باشيم . سيستم آموزشي به ما ياد مي دهد كه به اصطلاح چگونه ياد بگيريم تنها گليم خودمان را از آب بيرون بكشيم .
سيستم اداري به ما ميگويد مشكل هر كسي تنها مربوط به خود اوست و مهمترين دليل اين ادعا رفتار هاي خشك مبتني بر بي احترامي و بي اعتمادي در ادارات با ارباب رجوع است.
به ويژه اداراتي كه وظيفه دارند حافظ نظم ، امنيت ، عشق و انسانيت در جامعه باش ند
متا سفانه شاهـــديم كه امروزه انسانها بــــي تفاوت از كنار مســائل ،مشكلات ، درد ها و آلام همديگر می گذر ند، تعامل احسا سا تشان عمق نمي يابد و نسبت به هم بي تعهد هستند و توجيه اين نوع رفتار كسالت بار آن است كه هر كس به اندازه سهمش دغدغه هايي دارد و ديگر نمي توان دغدغه هاي فرد ديگري را بدوش كشيد و در رنج ها و غصه هايش سهيم بود.
عمق فاجعه آنجاست كه بهانه هايي از قبيل مشغله هاي كاري مسائل ، مشكلات و بي ثباتي جامعه باعث شده است كه ما حتي نسبت به نزديكترين هم نوعان خود غافل بمانيم .
بي شك ، ما در جامعه اي با آدم هاي متفاوت زندگي مي كنيم . آدم ها اهداف و ارزش هاي متفاوتي دارند . يكي مي تواند بيشتر بدود يكي بيشتر بماند يكي كمتر يكي بهتر فكر كند يكي كمتر و لذا بايست بدون هيچ تعارفي بدون هيچ منتی و چشمداشتي همديگر را آنچنان ياري دهيم تا هر كسي سهمش را از زندگي بر دارد
آنگاه است كه زيبايي زندگي را درك خواهيم كرد و شادي نشاط واقعي را در اعماق قلبها يمان حس خواهيم كرد .
كلام آخر آنكه ما بايستي هم به خود هم به جمعي كه در آن زندگي مي كنيم بينديشيم .
پس خدايا به عزت و حرمت شايسته ترين بندگانت سوگندت مي دهيم به ما قدرت حركت ، ايمان ، روي خوش و شجاعت عطا كن تا كاري كنيم كه افراد آرزوهايشان را تجربه كنند و به آنچه استحقاق دارند برسند .
با عشق به شما خوبان





