بچه های شهر فردا قصد دارند تا اتمام سال 1386 بچه های کاشمری را که در سرتا سر ایران و گیتی مشغول به تلاش و کوشش هستند شناسایی کنند .
انجام این کار به جهت افزایش توانمندی های شهر با توجه به حال امروز شهر ضروری است .
لذا از تمام دوستان استدعا داریم که برای آبادانی شهر و دپارتمان افتخار شهر ما را یاری دهند.
چرا که شهر مان تا اندکی سال اگر نگوییم بحران با مشکلات عدیده ای از جمله : « اخلاق شهروندی» « ترافیک شهر » « هویت باستانی شهر»
« مهاجرت دو سویه» « هویت کاشمری برای نسل حاضر و آینده »
« وضع مسکن که رابطه ای تنگاتنگ با هویت دارد» مواجه خواهیم شد .آنانی که امروز بر مسند کار نشسته اند گویا بر روی نیمکت تاب نشسته اند. دست ما فعلا خالی است و کاری که امروز از ما بر می آید گفتن آنچه است که میدانیم نگفتنش کمتر از خیانت به شهرمان که کمتر از آغوش مادر نیست نخواهد بود .
بیشتر مدیران فعلی شهر بنگاهی هستند و منافعی عمل می کنند و آنچه برایشان اهمییت ندارد فردای شهر است ، به مثل آنانی که شهر را تنها گذاشتند .
هر چند که خجالت می کشم بگویم آن تعداد از افرادی که برای آبادانی شهر و آزادگی مردم شهر در تلاشند با کمبود نیرو های توانمند در عرصه معرفی به عنوان مثال ( مجلس شورای اسلامی ) ( اداره های شهرستان ) ( شورای شهر که مردم از سر ناچاری به افراد معمر و آدمهای معروف و دید هیات امنایی رای دادند ) . اگر قرار باشد به روال قبل حرکت کنند ، نه تنها شهر سر سبز نخواهد شد بلکه همانند کوه های شمالی اش عریان خواهند ماند و غیره بومی ها در آن حکم روایی خواهند کرد . ادامه دارد....
بچه های شهر فردا قصد دارند تا اتمام سال 1386 بچه های کاشمری را که در سرتا سر ایران و گیتی مشغول به تلاش و کوشش هستند شناسایی کنند .
انجام این کار به جهت افزایش توانمندی های شهر با توجه به حال امروز شهر ضروری است .
لذا از تمام دوستان استدعا داریم که برای آبادانی شهر و دپارتمان افتخار شهر ما را یاری دهند.
چرا که شهر مان تا اندکی سال اگر نگوییم بحران با مشکلات عدیده ای از جمله « اخلاق شهروندی» « ترافیک شهر» « هویت باستانی شهر»
« مهاجرت دو سویه» « هویت کاشمری برای نسل حاضر و آینده »
« وضع مسکن که رابطه ای تنگاتنگ با هویت دارد» مواجه خواهیم شد .آنانی که امروز بر مسند کار نشسته اند گویا بر روی نیمکت تاب نشسته اند. دست ما فعلا خالی است و کاری که امروز از ما بر می آید گفتن آنچه است که میدانیم نگفتنش کمتر از خیانت به شهرمان که کمتر از آغوش مادر نیست نخواهد بود .
بیشتر مدیران فعلی شهر بنگاهی هستند و منافعی عمل می کنند و آنچه برایشان اهمییت ندارد فردای شهر است ، به مثل آنانی که شهر را تنها گذاشتند .
هر چند که خجالت می کشم بگویم آن تعداد از افرادی که برای آبادانی شهر و آزادگی مردم شهر در تلاشند با کمبود نیرو های توانمند در عرصه معرفی به عنوان مثال ( مجلس شورای اسلامی ) ( اداره های شهرستان ) ( شورای شهر که مردم از سر ناچاری به افراد معمر و آدمهای معروف و دید هیات امنایی رای دادند ) . اگر قرار باشد به روال قبل حرکت کنند ، نه تنها شهر سر سبز نخواهد شد بلکه همانند کوه های شمالی اش عریان خواهند ماند و غیره بومی ها در آن حکم روایی خواهند کرد .
هنوز خواهم نوشت.
امروز که به بهانه ای از خانه بیرون آمده بودم ، اواسط خیابان امام ، پارچه نوشته ای مرا به سوی خود کشاند . « همه با هم در اشاعه ی تفکر نوین اسلامی کوشا باشیم .»
من از آن محل تا خانه به این عبارت و کلمات آن فکر می کردم .
« همه با هم » « اشاعه» « تفکر» « نوین» « اسلامی» « نوین اسلامی» « کوشا» « باشیم – انجام عمل »
آیا آنان به معنای واژه ی « همه با هم » در دنیایی که تمامی حرکات آن توامان با « دیگری» است پی برده اند؟ آیا همه ی ما « همه با هم بودن » را در سطوح بالایی نظام و کشور مشاهده می کنیم ؟
آیا پس از انقلاب 1357 و پس از جنگ1358 کدام فعالیت هایمان به معنای واقعی « همه با هم بودن » بوده است ؟
آیا در معنای کاربری « همه با هم بودن » زنان ، کارگران ، جوانان ، در ایران امروز نمودی دارد ؟
آیا در آن دسته از برنامه هایی که در انجام دادنش به حضور « همه با هم» نیاز داشته ایم میدان عملی برایشان فراهم کردهایم؟
این « همه با هم بودن » یعنی تحمل مخالف ، یعنی حضور دیگری ، یعنی حضورزنان ، کارگران و جوانان در سیاست گذاری هایی که مربوط به خودشان است ، مجالی برای گفتنی هایشان را داده ایم ؟
به عنوان مثال همین نمایندگی سازمان ملی جوانان در شهرستان کاشمر
آن دسته از جوانانی را گرد خود جمع کرده است که به قول خودشان خودی محسوب می شوند ! از خودمان هستند ، همفکرمان هستند ، برنامه هایمان را به چالش نمی کشند ، حرف شنو هستند ، دیکته پذیرند. آقایان با این حرکات و این چنین برنامه هایی ایران آباد نمی گردد ، چه بسا که در مسیر پسرفت نیفتاده باشد ؟!
آیا این حرکت در سازمانی که مهمترین مرجعی است که می باید جوانانی برومند ، عملگرایانی صادق ، دانا و توانا برای آینده ی این کشور پرورش دهد و آماده سازد شایسته است ؟
آیا در همین شهر خودمان کاشمر کدام حرکتمان ، کدام گاممان ، کدام کارمان در چارچوب « همه به هم بودن» بوده است ؟
« همه با هم بودن » یعنی زنان و مردان دوشادوش هم برای انجام عملی حرکت کنند ، نه اینکه زنانمان را ترغیب و چه بسا مجبور کنیم در کنج خانه به بچه داری ، و شست و رفت خانه بپردازند!!
امروزه این همه با هم بودن نیازمند دانایی و توانایی و مهمتر از همه نیازمند شهروندانی دانا و توانمند است . اما با اینگونه حرکات و توجهات منفی نسبت به دیگرانی که در دایره ی خودیشان جای نمی گیرند ، بعید است که شهروندانی دانا و توانا داشته باشیم .!!
ضرب و مثل آلمانی می گوید : دو کس که همانند هم می اندیشند یکی از آنان اضافی است .
در پایان خدمت مخاطب گرامی عرض کنم که به مرور در حد جوانی که می کوشد سیل بی خیالی او را به سراب لذت نکشاند این عبارت و واژه ها را توضیح دهد .
من خود را به خاطر به وجود آمدن وضع موجود مقصر می دانم ، ولی دوستان تنها کاری که حال از من ساخته است بی توجه نبودن به وضع موجود است .
دوستان دیگر نگذاریم این وضع ادامه پیدا کند و را برون رفت از این وضعیت دقت بیشتر در انتخابات آتی مجلس است. دوستان و مخاطب گرامی یکایک ما در برابر نسل فردا مسولیم . آنان همانند من و شما که گذشته و پدران و مادرمان را نقد می کنیم ، نقد خواهند کرد ، بیایید که نگذاریم دگر نقد را تکرار کنند!!!
پاسخ به نقدی که مرا محکوم می کنند ، بدون خواندن و شنیدن دفاعیاتم . آنچه بیش از همه محرک تفکر است این است که ما «همه ی انسانها»هنوز فکر نمی کنیم . ( مارتین هایدگر)
توسعه ی عقلی نیازمند اندیشه ی جمعی است و دست یابی به اندیشه ی جمعی نیازمند حضور در قلمرو دیالوگ است و برای ورود به فرایند دیالوگ نیازمند تفکر انتقادی هستیم .
اندیشه ی انسان ، همانند خود او ، وقتی تنها بماند کم رو و محتاط است و به همان نسبتی که با شمار بیشتری از مردم پیوند یابد محکم تر و مطمین تر می شود .
عقیده هنگامی شکل می گیرد و به امتحان می رسد که در جریان تبادل نظر با آرای دیگران محک بخورد.
دوست عزیز ( حق گو) که حق نام خداست و او بر همه چیز و همه کس آگاه است .
شما در پیامی که در وب نوشت من درج کرده بودید ، مرا به پاسخ واداشت که امید وارم آغاز یک دیالوگ باشد و نه یک مونولوگ .
دوست عزیز ( هر چند که باید نام کوچک شما حمید باشد ) همان طور که خود در دنیای مجازی ( آن هم در ایران ) پی برده اید (حتما) که وب نوشت ها و سایت های بسیار احزاب و انجمن ها و گروها و هسته هایی که نقدی بر وضع موجود دارد بسیار زیاد است و اکثر وب نوشته ها را هم جوانان ( دختران و پسران ) همین مرز و بوم اداره می کنند .
یکی سرنگونی شعارش است !
یکی انقلاب شعارش است !
یکی سپردن حاکمیت به دست کارگران شعارش است !
یکی دخالت حداکثری زنان در حاکمیت شعارش است !
یکی حاکمیت سلطنتی مشروطه شعارش است !
یکی دخالت آمریکا را در ایران شعارش است !
یکی اصلاح طلبی و سیاست ورزی شعارش است!
همه ی اینان صاحب انتخاب و شعور هستند که آن هم نعمت خداوندی است، پس نبایستی توهین کرد ، پس نباید بی توجه از کنارش عبور کرد ، پس نباید افرادی را که به شکلی با آنان در تبادل نظر و ارتباط است ، متهم به همکاری و همیاری آنان کرد.
به قول هاناآرنت« در انسان ، توان عمل تنها نیرویی است که به تعدد نیازمند است . این است دستور زبان عمل . شما از عمل قضاوت کنید .
آیا شما سریع و بدون مطالعه ی دیالوگی که من با مدیر آن وب نوشت داشته ام تصمیم گیری نکرده اید ؟ ( وب نوشتی که مد نطر شما هست ).
دوست عزیز :
کلمه تنها و فقط تنها وسیله ای است که می توانیم اندیشید و ارتباط برقرار کرد .
من زمان که می بینم جوانانی را ( بماند آن دسته ازبسیار جوانانی را که در دنیای واقعی از دست می دهیم ) در دنیای اینترنتی هم به شکلی بسیار خطر ناک و مرموزانه داریم از دست می دهیم ،
به یاد این عبارت « هر کس آگاه تر است مسول تر هم است » می افتم.
اگر قرار باشد من و دیگر کس که با من همفکر و همیار است دیالوگ برقرار کنیم چه اتفاقی می افتد ؟
هیچ چیز نمی تواند مخرب تر و غیر اخلاق تر از این باشد که انسان ها کپی یکدیگر باشند . به قول آلمانی ها ، یکی از دو نفری که یکسان می اندیشد ، اضافی است .
بلکه بایستی به صورت اجزایی توجه شود که ، در درون یک کل ، با هم در ارتباط بوده و به یکدیگر وابسته هستند .
دوست عزیز: امروز همه ی ما نیازمند به یافتن مخرج مشترک خواست همگانی و تلاش در راه رسیدن به آن هستیم .
شناخت این مخرج مشترک از اصول مهم نوع دوستی است .
به امید آن روزی که هم چنان که خرد می ورزیم ، فرمان بردار هم باشیم.
بچه های شهر فردا قصد دارند تا اتمام سال 1386 بچه های کاشمری را که در سرتا سر ایران و گیتی مشغول به تلاش و کوشش هستند شناسایی کنند .
انجام این کار به جهت افزایش توانمندی های شهر با توجه به حال امروز شهر ضروری است .
لذا از تمام دوستان استدعا داریم که برای آبادانی شهر و دپارتمان افتخار شهر ما را یاری دهند.
چرا که شهر مان تا اندکی سال اگر نگوییم بحران با مشکلات عدیده ای از جمله « اخلاق شهروندی» « ترافیک شهر» « هویت باستانی شهر»
« مهاجرت دو سویه» « هویت کاشمری برای نسل حاضر و آینده »
« وضع مسکن که رابطه ای تنگاتنگ با هویت دارد» مواجه خواهیم شد .آنانی که امروز بر مسند کار نشسته اند گویا بر روی نیمکت تاب نشسته اند. دست ما فعلا خالی است و کاری که امروز از ما بر می آید گفتن آنچه است که میدانیم نگفتنش کمتر از خیانت به شهرمان که کمتر از آغوش مادر نیست نخواهد بود .
بیشتر مدیران فعلی شهر بنگاهی هستند و منافعی عمل می کنند و آنچه برایشان اهمییت ندارد فردای شهر است ، به مثل آنانی که شهر را تنها گذاشتند .
هر چند که خجالت می کشم بگویم آن تعداد از افرادی که برای آبادانی شهر و آزادگی مردم شهر در تلاشند با کمبود نیرو های توانمند در عرصه معرفی به عنوان مثال ( مجلس شورای اسلامی ) ( اداره های شهرستان ) ( شورای شهر که مردم از سر ناچاری به افراد معمر و آدمهای معروف و دید هیات امنایی رای دادند ) . اگر قرار باشد به روال قبل حرکت کنند ، نه تنها شهر سر سبز نخواهد شد بلکه همانند کوه های شمالی اش عریان خواهند ماند و غیره بومی ها در آن حکم روایی خواهند کرد .
هنوز خواهم نوشت.

