تبليغاتX
ما حرفه مشترک داریم ، بارور کردن شعورمان
10 مطلب اخیر

جبهه ائتلافي اتحاد ملي از سوي ضلع چهارم اصولگرايان شكل خواهد گرفت. در حالي كه اعضاي جبهه متحد در صدد جلوگيري از ائتلاف دوم در ميان اصولگرايان هستند، رضا طلايي‌ نيك از اعضاي حزب تازه تاسيس توسعه و عدالت و از حاميان محسن رضايي اعلام كرده كه ائتلاف اتحاد ملي به زودي تشكيل مي‌شود. به گفته وي اصولگرايان مستقل،‌آبادگران جهادي، خدمتگزاران مستقل و نيك‌انديشان جوان حزب سبز از تشكل‌هاي اين جبهه دوم اصولگرايي هستند.

نوشته شده توسط اسماعیل در ساعت | موضوع : خبر
[ ]
یکشنبه یازدهم آذر 1386
اشخاصی با نام های مستعار در [کامنت] قبلی نوشته اند.................[ بخوانید]

من به اینان می گویم :

اولا:  آنکه شجاعانه نام و مشخصات واقعی خود را بنویسید تا به حقانیت و اصالت نوشته های شما اطمینانی پیدا شود.

ثانیا: پنهان شدن عمل ضعیفه هاست . حال آنکه شما ادعای مردانگی دارید.

ثالثا: عمل و گفته های شما دقیقا یادآور [ناکسانی] چون طلحه و زبیر است که چگونه میخ و نعل را با هم می کوبیدند.

رابعا: تمامی کارها و گفته های شما برای من جنبه ی یاداوری دارد . چرا که برایم تازگی ندارد!

به قول استاد "خجسته رحیمی"

اینان کمبود سیمان ندارند کمبود ایمان دارند.

آری مدعی [بچه مسلمان شیعه]

شماها "

راه فرار از وضع موجود - را با - راه نقد وضع موجود اشتباه گرفته اید. که آن هم از کمبود ایمان است نه سیمان.

هه هه هه هه هه می کنید!!!

چرا ؟

عجب هیات منصفه و قاضی دانش آموخته ای دارید که بی محابا محکوم می کند و حکم اتهام را بدون کیفر خواست اعلام می دارد!!

این هم نشانه ای از کمبود و یا شاید هم از نبود ایمانتان است و گرنه چنان به پولاد های بتنی سیمانی خانه هایتان دل  نمی بستید.

بخوانید که «او» چگونه ویران کرده و خواهد کرد!

من به قیامت و روز رستاخیز ایمان دارم "

تهمت و افتراه هایی که می زنید را باید پاسخگو باشید هر چند که کافر باشید.

او می پرسد و جواب می خواهد مدعیان بچه مسلمان شیعه

باز مرا به یاد آورد آن گفته ی جوادی حصار"

دیروز سینه های جوانان «۵۷» آماج گلوله های سربی بوده و حال وظیفه جوانان امروز این است که

آماج تهمت ها . افتراه ها . دروغ ها . بدگویی ها . شود.

این نبردی و مبارزه ای است میان حق و باطل.

به جای دعوت کردن جواب بدهید!!

نوشته شده توسط اسماعیل در ساعت | موضوع : ادبیات سیاسی
[ ]
ترشیز را نیرنگی دیگر تهدید می کند.

جوانان برومند ترشیز

این بار نگذارید که دسیسه ی جریانی به اصطلاح ( نیروی سوم ) بر پیکره ی  زخمی ترشیز کهن مستولی شود و وآخرین امید سرو رو به خشکیده ی ترشیز را بی رمق کند.

 جوانان غیر بومی در این تشکیلات در تلاشند که نیروی انتخاباتی خود را به پیروزی برسانند و سخت در کارند که برای تکمیل کادر انتخاباتی خود از جوانان بومی و صد البته روستایی انتخاب کنند.

جوانان شهر اگر ایران را بیگانه آباد نمی کند

ترشیز را هم غیر بومی آباد نمی کند

بومی "

انسانی که صبحگاه تا شامگاه در دیار ترشیز عرق ریخته باشد

غیر بومی"

آنی که پس از (۲۳) سال دوری از دیار خود آمده که بخواهد به درد مردم برسد.

و به دنبال قدرتی برای دوران بازنشستگی خود آن هم بر روی صندلی های نرم و راحت .

جوانان فعال و کوشنده ی ترشیز [من که فهمیدم اشتباه کردم] و تاوان این فهمیدگی خود را پس داده ام و پس هم خواهم داد.

 

نوشته شده توسط اسماعیل در ساعت | موضوع : ادبیات سیاسی
[ ]
هو کُن ها کُن چهارشنبه هفتم آذر 1386

آهای جَوون

شعر: مینا اسدی
آهنگساز: محمد شمس
با صدای داریوش اقبالی




وقتی صدای سُرخ تو در کوچه های شهر، جاری شد
تو، بهترین شعر مرا گفتی
آهای جَوون تو می تونی یه شِعر تازه تر بگی
از درد و رنج آدما
از شهر پُِر خطر بگی
از شورو شوق باغها
از شعله های پُر شرر
از دیده های تر بگی

هو کُن ها کُن
شورش کُن غوغا کُن
ها کُن هو کُن
دنیا رو زیرو رو کن
هو کُن ها کُن
قیامتی بپا کن
ها کُن هو کُن
دنیا رو زیرو رو کن

تو می تونی کلید باشی، قفل درا رو وا کنی
دستهای پینه بسته رو از زنجیرا جدا کنی
تو می تونی دیو شبو رسوا کنی رسوا کنی

هو کُن ها کُن
شورش کُن غوغا کُن
ها کُن هو کُن
دنیا رو زیرو رو کن
هو کُن ها کُن
قیامتی بپا کن
ها کُن هو کُن
دنیا رو زیرو رو کن

شورشو شرر شو
موج شو خزر شو
فریاد خشم مردم
جنبش پُر ثمر شو
سرو شو سمن شو
مشعل شب شکن شو
داس شو درو کُن
زمینو زیر رو کُن

هو کُن ها کُن
شورش کُن غوغا کُن
ها کُن هو کُن
دنیا رو زیرو رو کن
هو کُن ها کُن
قیامتی بپا کُن
ها کُن هو کُن
دنیا رو زیرو رو کُن

رود شو روان شو
پناه بی کسان شو
گندم کشتزاران
چاره ی درد نان شو
راه شو رها شو
غُرش توپ ها شو
چشم و چراغ مردم
از نو دوباره پا شو

هو کُن ها کُن
شورش کُن غوغا کُن
ها کُن هو کُن
دنیا رو زیرو رو کُن
هو کُن ها کُن
قیامتی بپا کُن
ها کُن هو کُن
دنیا رو زیرو رو کُن

تو می تونی اگه بخوای قیامتی بپا کنی
کبوترای خسته رو از قفسا رها کنی
تو می تونی برکه ها رو دریا کنی دریا کنی

هو کُن ها کُن
شورش کُن غوغا کُن
ها کُن هو کُن
دنیا رو زیرو رو کُن
هو کُن ها کُن
قیامتی بپا کن تو
ها کُن هو کُن
دنیا رو زیرو رو کن

هو کُن ها کُن
هو کُن ها کُن


آهای جَوون
تو می تونی یه شعر تازه تر بگی
از درد و رنج آدما
از شهر پُر خطر بگی
از شور و شوق باغها
از شعله های پُر شرر
از دیده های تر بگی

هو کُن ها کُن
شورش کُن غوغا کُن
ها کُن هو کُن
دنیا رو زیرو رو کُن
هو کُن ها کُن
قیامتی بپا کُن
ها کُن هو کُن
دنیا رو زیرو رو کُن

هو کُن ها کُن
نوشته شده توسط اسماعیل در ساعت | موضوع : ادبیات سیاسی
[ ]

© Copyright 2008-2009, hallaj76.Blogfa , All Rights Reserved
!!! هرگونه کپي برداري از مطالب این وبلاگ تنها با ذکر منبع مجاز مي باشد !!!
hallaj76 Designed By Iman Hatampour