«عسي ان تكرهوا شيئا و هو خير لكم والله يعلم و انتم لاتعلمون»
بر شما جهاد مقرر شده است و آن براي شما ناخوشايند است.
و چه بسا چيزي را ناخوش داشته باشيد و آن به سود شما باشد. و خداوند مي داند و شما نمي دانيد.
«سوره بقره آيه 216»
تاك و سرو
روغن و آب
نبرد و بازي
بودن و شدن
آمدن و رفتن
از پي دولتي سوسيال دموكرات شاهد آمدن دولتي مكتبي و راستگرا هستيم.
و در شهر مان ترشيز شاهد روييدن «سرو» ي اصولگرا آن هم پس از منتخبي كه او را با فريادي گوش خراش چپ مي نامند.
چپ هاي مدعي بگويند كه در يك دهه انتشار نشريه ي «آوا» چه منابع انساني و چه منابع آموزشي توليد و آموزش داده اند؟
من خود شاهد عمر ده ساله ي آوا هستم.
چپ هاي ترشيز واقعا بايد مواضع خود را شفاف و روشن بيان كنند ؛ تا نسلي كه امروز با بحران هايي مملو از «چرايي هاست» بتواند گام راستين خود را در تاريخي كه مي رود به نسل سوم نيش خند بزند ؛ سربلند بيرون بيايد.
چپ هاي ترشيز به احتمالي چند، چپ كرده اند و يا چند واگن از لوكوموتيو خود را جا گذاشته اند.
آن واگن هاي جا مانده مهمترين اصول كاري و عملي چپ هاست.
اصولي چون ارتباط ، آموزش ، آسيب شناسي حركات و برنامه هاي گذشته، توليد فكر و برنامه ي عمل براي آينده ي چپ ، رفتن به سوي كارگران و زنان .
هر چند كه چپ در ترشيز تشعيع شده است ، اما به قول مردي كه مي گويد:
گمان مبر كه به پايان رسيد كار مغان
هزار باده ي ناخورده در رگ تاك است.
چپ در بين جوانان ترشيز به پيكره اي مي ماند كه موسسه اي خود را«قلب چپ» مي داند.
وبلاگي خود را سردمدار و پرچم نماد چپ مي خواند.
سازماني كه مدعي نفس زدن و شنا كردن در عمق آب هاي مانده از نسل چپ انقلابي و ارزشي مي داند.
دفتري كه خود را ليدر كشنده ي چپ در سراب هاي كويري ترشيز مي خواهد.
آيا با اين توضيح چپ در بين جوانان ترشيز به جزيره اي نمي ماند؟
كدام جزيره مي تواند مالجاء زندگاني باشد؟
در ضمن اگر بالا نشين هاي جزيره فردايي به يادشان بيايد كه بر روي دم تمساح بزرگ جزيره نشسته اند ، چه مي كنند؟
ده سال كار مي آموزاند كه استقلال كاري براي جواناني كه مي خواهند در روند توسعه ي ترشيز فعال باشند ، اصلي مهم و جدانشدني است.
سازمان هاي جوانان شهر فراموش نكنند كه دفاتر آنان هويت جوان را يدك مي كشند نه نام آنهايي كه امروز در مقامي هستند و فردا در مغاني .
نویسنده: یزدانی
شنبه 11 خرداد1387 ساعت: 14:27
نتخاب علی لاریجانی به ریاست مجلس به جای غلامعلی حدادعادل طی روزهای اخیر انتقاد بسیاری از مخالفان سیاسی وی از طیف اصلاحطلبان را برانگیخته، بهویژه آنكه گفته میشود فراكسیون اصلاحطلبان مجلس یكپارچه به لاریجانی رای داده است. مایه اصلی انتقاد اصلاحطلبان مخالف علی لاریجانی این است كه پیشینه او در هدایت جریان رسانهای و سازماندهی تشكیلاتی جریان محافظهكار و سپس آبادگران اصولگرا علیه اصلاحطلبان در دوره هشتساله ریاستجمهوری سیدمحمد خاتمی آشكار است و هماو در كنار محمدرضا باهنر جزء هستههای فعالیت علیه اصلاحطلبان بوده است و حال این دو هدایت مجلسی را در دست میگیرند كه اصلاحطلبان هم از فراكسیونهای تعیینكننده آن هستند، اما این فراكسیون به جای آنكه نامزدی را تعیین و روانه هیاترئیسه مجلس كند، ترجیح داده است تخممرغهایش را در سبد سیاستمداری بگذارد كه سهم انكارناپذیری در ناكامی اصلاحطلبان داشته است.
برگرفته از وبلاگ تلكس انديشه


