کریم چمن آرا، بنیانگذار مرکز موسیقی بتهوون و پدر نشر موسیقی ایران، شامگاه چهارشنبه- 25 آذر ماه ـ به علت ایست قلب دار فانی را وداع گفت.
چمن آرا که نخستین ناشر تخصصی موسیقی در ایران و موسس نشر بتهوون بود در سال 1302 در تبریز متولد شد ، قبل از مرداد1332، كریم چمن آرا كتاب فروشى داشت و در همان سال دو مغازه در «چهارراه حوادث» تأسیس كرد.
چمن آرا با این کار تبدیل به اولین نماینده بزرگ ضبط و پخش موسیقی سنتی و کلاسیک در ایران شد، مرکز پخش ‹‹ آهنگ روز›› کار تولید موسیقی ایرانی را برعهده داشت و چمن آرا در آن سال ها اولین صفحه های موسیقی را ضبط کرد.
معظمی مدیر نشر دارینوش درباره چمن آرا بیان گفت: او از ارجمندترین انسانهایی بود كه در روزگار ما یافت می شد و فقدانش كه سهم عمده ای در تبیین و شناسایی موسیقی ایران به جهان و بالعكس داشت، بسیار واقعیت ناگواری است. بسیاری از آثاری كه از دهه چهل به بعد همچون کارهای همایون خرم، پرویز یاحقی ،فرامرز پایور ،حسین تهرانی، اسداله ملک و ... به یادگار مانده به همت او مانایی یافته است.
چمن آرا با راه اندازی مرکز موسیقی بتهوون و فعالیت جدی در این عرصه بیش از نیم قرن فعالیت جدی داشت و روز چهارشنبه با وجود سلامت جسمی به دلیل ایست قلبی درگذشت.
مراسم تشییع پیکر او روز شنبه از مقابل تالار وحدت انجام میشود.
منبع: فرارو
در خدمت و خیانت اقتصادی میر حسین
خرداد- مسعود بهنود راست می گوید که در سالیان گذشته استعفای مقامات عالی رتبه حکومتی در میان خودشان امری همواره مذموم و در افکار عمومی مایه مباهات و اسباب تطهیر بوده است. اما آیا به استناد خاطرات موهوم می توان تصمیمات سرنوشت ساز سیاسی گرفت؟
میرحسین موسوی در سحت ترین شرایط سکاندار اداره دولت در جمهوری اسلامی بوده است، شرایطی که پتانسیل فراوانی برای شیوع نارشایتی های عمومی و بدنام شدن مدیران عالی رتبه وجود داشت، با این حال عامه مردم پس از گذر سال ها خاطره چندان ناخوشی از او در ذهن ندارند. این وضعیت را می توان با اندکی تسامح مشابه رویه احمدی نژاد در قبال دهک های پایین جامعه دانست که از قضا مورد انتقاد شدید اصلاخ طلبان قرار دارد. میرحسین موسوی هم چون احمدی نژاد شعار عدالت گستری سر می داد و اقتصاد را هنگامی مشروع می دانست که در خدمت "پابرهنه ها" و علیه "سرمایه داران" باشد؛ فارغ از این که این شعار ها اساسا مبنای علمی و منطقی ندارد و اگر گشایشی هم صورت می گیرد مضر به حال آینده و حال کشور است. برای موشکافی بیشتر سری به روز 16 اسفند 1367 می زنیم كه «بحث و بررسي لايحه بودجه 1368 كل كشور» در مجلس شروع شد. نيمه دوم سال 1367 در ايران شرايط ويژهاي بود. جنگ تمام شده و موضوع بازسازي كشور در راه انداختن فعاليتهاي اقتصادي موضوع روز و مجلس قانونگذاري نيز مركز اين بحثها بود. موسوی لایحه بودجه ای را به مجلس آورده بود که با ایرادات و اشکالات فراوان اتکای زیادی به استقراض حارجی داشت. یکی از مهمترین انتقادات از سوی محمدرضا باهنر، نماینده آن دوره مجلس و نایب رییس فعلی مجلس عنوان شد. بدون این که وارد مقوله خنده دار و عجیب حمایت از باهنر و موضع سیاسی او و عنادورزی با میر حسین موسوی شویم، توجه شما را به نکات آماری مستتر در سحنان باهنر که معتبر و مستند به شواهد تاریخی است جلب می کنیم. قصد "خرداد" نبش قبر و موشکافی در کارنامه میرحسین نیست. بلکه امیدواریم کاندیدای احتمالی جمعی از اصلاح طلبان، با حضور رسانه ای خود پس از سال ها، ضمن اعلام تغییر مرام و مشرب اقتصادی خود، دلایل انتساب خود به مشی اصلاح طلبی را برای مردم روشن سازد.
محمدرضا باهنر*:« بحث خودم را درباره اولين بودجه تقديمي دولت به مجلس دوره سوم و نخستين بودجهاي كه پس از پايان جنگ و پذيرش قطعنامه در مجلس مطرح ميشود به اين ترتيب تقسيمبندي كردهام... يك مقدار درباره بعضي از معلولهايي كه در جامعه وجود دارد صحبت ميكنم، بعد ميپردازم به بعضي از علتهاي اساسي كه اين قبيل معلولها را به وجود ميآورد و در نهايت سعي ميكنم كه چند نمونه نشان دهم... براي اينكه مصالح كشور رعايت شود به بعضي مسائل استناد نميكنم و از كنار آنها عبور ميكنم...
براي نشان دادن ميزان تورم كافي است كه بدانيم ميزان نقدينگي ظرف ده سال گذشته از 2300ميليارد ريال به 15هزار ميليارد ريال افزايش يافته و وزارت برنامه و بودجه معتقد است با ادامه وضعيت فعلي نقدينگي تا پايان سال به 18هزار ميليارد ريال رسيده است. ميزان بدهي دولت به بانك مركزي درصد بالايي است. از همين نقدينگي كه در جامعه وجود دارد، اين در حالي است كه سال 67 را با رشد منفي توليد ناخالص داخلي به ميزان 3/1درصد پشت سرگذاشتيم و مجموعا يك نرخ 30درصدي تورم در سال 1367 به مردم تحميل شد. به عبارت ديگر اگر در سال 1356 مبلغ 4هزار تومان در ماه سبد هزينه خانوادهاي را پر ميكرد، هماكنون براي پركردن همان سبد به مبلغي بالاي 30هزار تومان نياز داريم. آقاي الويري در نطق ديروز خود فرمودند بودجه سرانه دولت در سال 56 معادل 4900تومان بود كه در سال 1367 به 1240تومان كاهش يافته است.... معناي حرف ايشان اين است كه كارمندي كه در سال 1356 حقوقش 4هزار تومان بود الان به 1240تومان رسيده است... الان يك مهندس با 14-15 سال سابقه كار در ادارات دولتي تهران بعد از كسر اجاره منزل شايد
3-2هزار تومان بيشتر براي هزينه ماهانهاش باقي نماند و اين بسيار سخت و طاقت فرساست كه اين طور زندگي را بتواند اداره كند يك مهندس جامعه. حال برميگرديم به معلمان و كارگران و كارمندان جزء و مستخدمين كه بيش از اين نميخواهم مساله را توضيح بدهم، چون مقداري از حرفها گفته شد. مسوولان اقتصادي كشور ميگويند در صورت روند ادامه فعلي اقتصاد مملكت در 10 سال آينده به طور متوسط بايد بيش از 300ميليارد تومان سالانه استقراض داشته باشيم در حالي كه در سال 1364 در همين مجلس براي تصويب 30ميليارد تومان استقراض فريادها بلند شد كه اين جنايت است، اين خيانت است، اين شروع فساد است، فساد مالي، فساد اخلاقي و شروع پوك شدن نظام اقتصادي مملكت است و بعضي متاسفانه گفتند تضعيف نكن و خلاصه خفه بشو، بعد از 4 سال استقراضهاي 30ميليارد توماني را پشت سرگذاشتيم و كارشناسان ما ميگويند با اين روند هزينه در آينده بايد سالانه منتظر استقراضهاي 300-200ميليارد توماني باشيم. حقوق متوسط كارمندان دولت جوابگوي هزينهشان نيست و متدينين آنها مجبورند عرق شرم و خجالت جلو روي زن و بچه خود بريزند و يك عده هم به سوي كارهاي مصنوعي و بيكاريهاي پنهان و آنها كه از ايمان كمتري برخوردارند به فساد مالي و به رشوهگرفتن و متاسفانه به قول بعضيها به هديه گرفتن روي بياورند... متاسفانه خمير مايه بودجه كشور به دليل كافي نبودن توليد ناخالص ملي، ارز است، همان گونه كه در صحبتها اشاره شد درآمدهاي ارزي ما در 10 سال گذشته به 160ميليارد دلار رسيده است. اگر فرض كنيم 30ميليارد دلار آن هزينه جنگ شده و حداكثر 15ميليارد دلار سرمايهگذاري، ميبينيم كه 100ميليارد دلار ارز را مصرف كردهايم و چيزي براي ما نمانده است. خلاصه با ادامه روش جاري بايد منتظر افزايش روزافزون كسري بودجه و عسرت در معيشت كارمندان و مستضعفين جامعه، رواج رشوهگيري و سوء استفاده در سازمانهاي دولتي، افزايش بيكاري و.... باشيم.
..... اگر برادران دقت كنند، اگر ما تمام ذخاير نفتي قابل استخراج خودمان را الان به دلار و به ارز تبديل كنيم سرمايههاي زيربنايي كه در اين مملكت وجود دارد همه آنها را نميتوانيم مجددا با فروش كليه منابع ارزيمان بسازيم و اين را بدانيد كه اين سرمايهگذاريهاي زيربنايي روز به روز به صورت شديد و شتابندهاي فرسوده ميشود و از بين ميرود ..... عدم برنامهريزي داريم، يعني عدم برنامهريزي يعني هزينههاي چند ميلياردي در پروژههايي كه هماهنگي لازم را ندارند. عدم برنامهريزي يعني هماهنگ نبودن جدول زماني تمام شدن كار فولاد مباركه و تامين انرژي آن براي راهاندازي.
عدم برنامهريزي يعني عدم هماهنگي فولاد مباركه و معدن گلگهر. موقعي كه فولاد مباركه راه بيفتد و آماده بهرهبرداري شود سنگ آهنش موجود نيست، نيروي برقش نيست ..... عدم برنامه يعني هزينه كردن بيش از 200ميليارد تومان پول براي رسيدن به علوفههاي كشف شده در جازموريان و مشخص شدن اين كه اين علوفهها به درد دام نميخورند.
يكي ديگر از دلايل معلولها ضعف مديريت است. از سال 1360 به بعد و پس از تصفيه گرد خاكهاي ضد انقلاب بعضي اختلاف سليقهها در نظام اجرايي كشور ديده شد. وجود اختلاف سليقهها امري بسيار عادي است، از آن زمان دو روش عملي به رقابت با يكديگر برخاستند. يك روش اين بود كه مدير سعي ميكرد مشاوران و معاونان و همكاران، آدمهاي مدير، مدبر، صاحب نظر، قوي و انتخابگر باشند. روش دوم ميگفت چون كارها زياد است و فرصتها كم و تصميمها آني، بنابراين معاونان، مديران و مشاوران بايد در نهايت مجري منويات مدير ارشد باشند و در توجيه اين قضيه از كلمه زيباي هماهنگي استفاده ميكردند، اما در نهايت مقصودشان اطاعت بود...
بسياري از فعل و انفعالات اقتصادي مملكت از چشم دولت مخفي ميماند. بسياري از سرمايههاي عظيم مملكت معلوم نيست چه ميشود و چگونه عملياتي را انجام ميدهند و چگونه تاثيري در اقتصاد مملكت ميگذارد؟ مانند سرمايه شركتهاي دولتي كه بودجه آنها از بودجه عمومي بيشتر است، 55درصد بودجه كشور متعلق به شركتها است و 45درصد آن متعلق به ارگانها و سازمانهاي دولتي و اين در حالي است كه در سال 1362 ما بيش از 25ميليارد دلار هزينه ميكنيم يعني بيشترين خريد در طول تاريخ كشور ايران در حالي كه باز هم اجناس كوپني است. اين است كه حدود 150ميليارد دلار هزينه ميشود بدون اينكه سرمايهگذاري اساسي شود. البته روزي پيكان داشتيم، روزي پاترول داشتهايم و خبر نويدبخش ساختن پژو را هم، اكنون ميشنويم. لابد به اميد روزي كه علاوه بر 5/1ميليون پيكان همين اندازه پژو، داتسون، نيسان، موتورهاي دو ديفرانسيل و چيزهاي ديگر داشته باشيم و در صورت اصلاح بعضي امور خارجي لابد دنبال شورولت و كاديلاك هم خواهيم رفت. شركتهاي دولتي تمام قراردادهايشان با شركتهاي خارجي دور از چشم مجلس است. براي افزايش 5 ريال به قيمت شكر از مجلس اجازه ميگيرند و تمام كاسه كوزهها را سر مجلس ميشكنند، ولي براي توافق دوميليارد دلاري با تركيه نيازي به اظهارنظر مجلس نميبينند.»
* برگرفته از روزنامه دنیای اقتصاد
واژه نویس و آوا
واژه نویس چهارساله شده است و آوای کاشمر ده ساله.
واژه نویس یک نشریه«SHEET RAG» به حساب می آید و آوا هم نشریه ای عمومی.
نویسنده ی واژه نویس در فواصل حضور خود در«نشریه سرو» توانایی خود را برای دارا بودن نشریه ای عمومی به خوبی نشان داده است.
و در مدتی که در نشریه سرو بوده است، به گواه بسیاران سرو به معنای واقعی سرو بوده است.
واژه نویس در «مینی وب»خود می کوشد تا رسالت به جامانده ای که باید صندلی نشینان آن را به دوش بکشند ؛ وی انجام می دهد.
آوا با توجه به عمر ده ساله خود تغییری در خور توجه از خود نشان نداده است.
ده سال کار روزنامه نگاری در یک شهری که مردمانش هر لحظه صاحب یک طعم و یک رایحه هستند، شاید مجالی برای تغییر به آنان ندهد.
آوا در عرصه عمومی منتشر می شود اما به رسالت عمومی و مطبوعاتی خود اعتنای ندارد« منظور از رسالت عمومی و مطبوعاتی «قوه نظارتی» می باشد.»
رسالت عمومی برای یک نشریه ای که به شکل عمومی منتشر
می شود در برگیرنده ی تمامی مردمان آن سرزمین می باشد و در سرزمین ترشیز کهن هم : زنان ، کارگران ، جوانان ، فعالان اجتماعی ،فعالان مدنی ، فعالان کارگری، فعالان سیاسی، کودکان کار، جوانان بزهکار، نهاد های مدنی ، مسولان بی خیال، زندگی می کنند.
آیا در آوا خبری از این دسته هست؟
آوا بایستی انعکاس صدای تمامی مردمان سرزمین ترشیز باشد نه صدای معدود کسان.
واژه نویس هر چند به شکل مینی وب عمل می شود اما به حق در همان مینی وب خود به شایستگی کلیات سرزمین ترشیز کهن را نمایان می کند، به عنوان مثال :
مهندسی صنعت گردشگری و مذهبی، واکاوی معضلات شهری، درگیری های روزمره مردمان شهر در دنیای وانفسای کنونی.
سیاست گذاران آوا از سبک «آنچه در روز اتفاق می افتد پیروی می کنند» و این سبک در روزنامه نگاری هزاره سوم مشابه خبری است که خود نشریه به چاپ رسانده است.« کشف سکه های قدیمی قلابی در کوهسرخ».
جوانان ترشیز برای دستیابی و «واکاوی» هویت خود نشریه می خواهند.
زنان ترشیز برای دفاع از حقوق خود و برابری جنسی نشریه می خواهند.
کارگران برای احقاق حقوق خود و دانایی برای دفاع از خود نشریه می خواهند.
فعالان سیاسی و مدنی و اجتماعی برای رساندن پیام بیداری خود به مردمان و پایگاه های مردمی خود نشریه می خواهند.
آیا آوا ستونی به اینان تا به حال داده است؟
و یک سوالی که چند سال است فکر مرا مشغول خود کرده است جا دارد که در همین نوشتار از دوستان آوایی بپرسم:
رابطه ی آوا با هاشمی رفسنجانی چیست؟
در شرایط ویژه،مثل شتری باش که نه سواری می دهد و نه شیر.
«داستایوسکی» در جایی از رمان «برادران کارامازوف» می نویسد :
«در فرد هیچ نیازی شدیدتر و بیشتر از این نیاز نیست که انسانی را بیاید که در سریعترین زمان ممکن تسلیم وی شود، و این در واقع هدیه آزادی است که او با آن زاده شده است؛ یک مخلوق بدبخت و بی نوا.
یک شاخه در سیاهی جنگل ، به سوی نور فریاد می کند.
www.KHORDAAD.COM
پایگاه رسانه ای هواداران اصلاحات ساختاری
ورود به انتخابا ت با ایجاد جنبش اجتماعی


