-
سياسي كردن محيط اجتماعي يك انحراف بزرگ و عقبگرد است
-
نهی از منکر حکومت هدف قیام امام حسین(ع)
-
هنگامه رفتنش بود! باز هم تنها و تنها و اما او ما را تنها نمی گذارد.
-
آیت الله دستغیب درگذشت آیت الله العظمی منتظری را تسلیت گفت
-
نشانی پستی سازمان مردم نهاد مهراندیشان جوان شهرستان کاشمر
-
-
«جوانان کوشنده و شجاعت اخلاقی»
-
-
-
«یک انقلابی واقعی همان جایی خدمت می کند که به او احتیاج است»
اگر از مسائل حاشیهای دست برداریم و با نگاه به آینده حركت كنیم، میتوانیم از همه رخدادهایی كه پس از انتخابات به وجود آمد، یك فرصت بسازیم، وگرنه این فرصتها به یك تهدید تبدیل خواهد شد.
به گزارش خبرنگار «تابش» و به نقل از «ایسنا»، دکتر محسن رضایی، صبح پنجشنبه با حضور در نخستین مجمع عمومی جمعیت آبادگران جوان ایران اسلامی و با گرامیداشت یاد و خاطره شهدای انقلاب اسلامی و دفاع مقدس، با بیان موضوع بالا گفت: آزادی، دمكراسی، استقلال و هر آن چیزی كه داریم در پرتو زحمات این عزیزان به دست آمده و در خون شهدا ریشه دارد و امیدواریم در پرتو این همه فداكاری انقلاب اسلامی در میان این همه هیاهوی جهانی و تلاشهای گسترده برای خدشهدار كردن انقلاب، ما همچنان پرچمداری خود را به عنوان یك نهضت و تفكر در عالم داشته باشیم.
وی افزود: یك زمانی نهضت حسینی در زمان مبارزه با استبداد و زمانی در دوران دفاع مقدس مورد توجه قرار گرفت و هماكنون نیز برای ساختن یك جامعه نمونه در عالم، جریان دارد.
دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام با تأكید بر این كه اگر ما نتوانیم در كنار حكومت و جمهوری اسلامی یك جامعه اسلامی بسازیم، به هدف نهاییمان نرسیدهایم، گفت: شاید نزدیک به بیست سال است كه نخبگان و اندیشمندان ما برای ساختن یك جامعه اسلامی در تلاش هستند. زمانی در دوره سازندگی، زمانی در دوره جامعه مدنی و امروز هم در دوره عدالت همه گفتمانها برای رسیدن به جامعه اسلامی كه مكمل جمهوری اسلامی است معطوف شدهاند.
شب گذشته آیتالله منتظری براثر بیماری درگذشت.آیتالله العظمی منتظری، از مراجع عالیقدر تقلید که هشتاد و هفتمین سال عمرش را میگذراند، شب گذشته بر اثر بیماری در شهر قم به دیار باقی شتافت.
کلمه:آیتالله العظمی منتظری، از مراجع عالیقدر تقلید که هشتاد و هفتمین سال عمرش را میگذراند، شب گذشته بر اثر بیماری در شهر قم به دیار باقی شتافت.
حجتالاسلام احمد منتظری در گفتوگو با ایلنا با تایید خبر فوت آیتالله منتظری گفت:شب گذشته آیتالله منتظری براثر بیماری درگذشت.
آیات امینی و صانعی هم اکنون در بیت آیتالله منتظری حضور دارند.
پایگاه خبری کلمه درگذشت این مرجع عالیقدر را به ملت ایران تسلیت میگوید.
اخبار اولیه حاکی از آن است که شب گذشته آیتالله منتظری بعد از خواندن نماز شب و بعد از دقایقی که به بستر رفته بود، درگذشت.
زندگینامه آیتالله منتظری
آیتالله العظمی حسین علی منتظری در سال ۱۳۰۱ در نجف آباد اصفهان به دنیا آمد، پدرش حاج علی کشاورز سادهای بود که در کنار کار روزانهاش با کتاب و کتابخانه دمساز، و معلم اخلاق و مدرس قرآن بود. منتظری از هفت سالگی آموختن را با ادبیات فارسی و سپس صرف و نحو عربی آغاز کرد، و در سن ۱۲ سالگی به حوزهٔ علمیهٔ اصفهان وارد شده و در سن ۱۹ سالگی اصفهان را برای ادامهٔ تحصیل ترک کرد و به قم آمد.
پس از رحلت آیت الله العظمی سید حسین طباطبایی بروجردی (در سال ۱۳۴۰ خورشیدی) نظر بسیاری از بزرگان و اساتید حوزهٔ علمیه متوجه چند نفر از علما از جمله حضرات آیات عظام سید محمدرضا گلپایگانی،سید محمد صادق روحانی، شهابالدین مرعشی نجفی و امام خمینی گردید. از جمله منتظری و آیت الله مطهری قائل به اعلمیت امام خمینی بوده و زعامت وی را به صلاح اسلام و مسلمین تشخیص دادند.
او در جریان مبارزات انقلاب بارها دستگیر شد، در عید نوروز سال ۱۳۴۵ به دنبال دستگیری محمد منتظری به دلیل پخش اعلامیه در حرم حضرت معصومه ساواک بی درنگ به سراغ آیتالله منتظری رفته و او که چند ماه پیش از آن در زندان بود را بازداشت نمود و بالاخره اعتراض علما و روحانیون حوزهٔ علمیه موجب شد تا او پس از هفت ماه از زندان آزاد گردد.
حسین علی منتظری چند ماه پس از آزادی از زندان جهت توسعهبخشی و تداوم جریان مبارزه ضرورتاً به طور مخفیانه برای زیارت عتبات در عراق و ملاقات با آیت الله العظمی روح الله خمینی راهی عراق شد، اما حکومت که از این سفر مطلع شده بود هنگام بازگشت از عراق او را در منطقهٔ مرزی دستگیر و روانهٔ زندان کرد، که پس از تحمل حدود پنج ماه زندان آزاد گردید.
ساواک در خارج از زندان نیز همیشه او را تحت نظر داشته و در زمان برگزاری جشنهای تاجگذاری به عنوان راهکاری جدید تصمیم به تبعید وی به مسجد سلیمان گرفت، که این تبعید سه ماه به طول انجامید. پس از آن در مسجد سلیمان به منتظری ابلاغ کردند که نباید به قم برود، ولی او به قم مراجعت نمود و با وجود ممانعت شدید ساواک عدهٔ زیادی از علما، اساتید و طلاب حوزهٔ علمیه با او دیدار کردند؛ تا اینکه از ناحیهٔ ساواک او را به نجفآباد منتقل نموده و در آنجا تحت مراقبت شدید قرار دادند.
هنوز چند ماهی از پایان تبعید به مسجد سلیمان و انتقال به نجفآباد نگذشته بود که به دلیل ادامهٔ فعالیتهای سیاسی آیتالله منتظری – بویژه در خطبههای نماز جمعه که او آن را در نجفآباد پایهگذاری کرده بود – ساواک مجددا او را دستگیر و پس از محاکمه به سه سال زندان و در دادگاه تجدید نظر به یک سال ونیم زندان محکوم کرد و به زندان قصر انتقال داد.
آیتالله منتظری پس از سپری کردن دوران محکومیت، در اردیبهشت ۱۳۴۹ آزاد و راهی قم گردید؛ ولی حکومت مایل به حضور او در میان طلاب و علمای حوزهٔ علمیهٔ قم نبود و دوباره وی را به زادگاه خود تبعید نمود. او در نجفآباد به فعالیتهای خود ادامه داده و در ضمن ایراد خطبههای نماز جمعه و سخنرانیهای خود از حکومت شاهنشاهی انتقاد مینمود. هجوم جمعیت در روزهای جمعه از شهرهای دور و نزدیک به نجفآباد به اندازهای بود که این شهر به عنوان دومین پایگاه انقلاب بعد از قم درآمده بود و گزارش ساواک اصفهان در مورد آن چنین بود: «نماز جمعهٔ منتظری یک پایگاه سیاسی برای مبارزه با رژیم است.» مدت تبعید به نجفآباد مجموعاً حدود سه سال به طول انجامید.
بار دیگر رژیم حضور حسین علی منتظری در زادگاه خود را تحمل نکرد و او را به سه سال تبعید در طبس محکوم نمود. حضور او در طبس باعث اجتماع مبارزین گردید. طبق گفتهٔ مقامات امنیتی شهر طبس، در طول اقامت منتظری علاوه بر مردم شهر، نزدیک به پنجاه هزار نفر از مردم شهرهای دیگر ایران برای دیدار با او وارد طبس شدند؛ که همین رقم بزرگ دیدارکننده موجب نگرانی ساواک و انتقال او از طبس پس از گذشت یک سال گردید. از جمله اقدامات مهم آیت الله منتظری در طبس، نامهٔ سرگشاده به علما و مردم ایران در مورد اتحاد علیه «امپریالیسم و صهیونیسم» (آمریکا و اسرائیل) بود، که خشم رژیم را برانگیخت و طبق اسناد به جای مانده از ساواک عدهٔ زیادی از جمله آیتالله العظمی سیدعلی خامنهای به جرم توزیع این اعلامیه دستگیر و یا تحت تعقیب قرار گرفتند.
تسلیم ناپذیری آیت الله منتظری و پافشاری وی در فعالیتهای سیاسی چنان شد که در اواسط سال ۱۳۵۳ رژیم به تبعید مجدد وی تصمیم گرفت و او را از طبس به خلخال تبعید نمود. از آنجا که زبان مردم آن سامان آذربایجانی بود نفوذ منتظری در آغاز سرعت چندانی نیافت، اما اختلاف زبان نیز منجر به سکوت و سکون وی نشد، و بالاخره یکی از امام جماعتهای آن شهر مسجد خود را در اختیار او قرار داد. این مسجد نوساز که توسط هیأت امنا اداره میشد، مکان مناسبی جهت بسط و گسترش اندیشههای اسلامگرائی گردید. منتظری نماز در آن مسجد را آغاز کرد و همچون سایر تبعیدگاههای خویش در بین نماز تفسیر قرآن میگفت. به تدریج تعداد نمازگزاران بیشتر و فضای مسجد برای تبلیغ نهضت اسلامی آمادهتر میشد. مأموران رژیم از بیباکی غیرمنتظرهٔ تبعیدی به نگرانی افتاده و از راههای مختلف در جهت تضعیف منتظری کوشیدند و در نهایت پس از گذشت حدود چهار ماه او را به تبعیدگاه سقز منتقل نمودند.
در تبعیدگاه سقز – با وجود زمستانی بسیار سخت و حداقل امکانات شهری – آیت الله منتظری آخرین دوران تبعید خویش را گذراند. با وجود دوری از شاگردان و دوستان و اختلاف با مردم بومی منطقه از نظر مذهب و زبان، ساواک از دیدار مردم با وی دچار نگرانی شده و از مرکز خواستار تصمیمگیری در این زمینه شد؛ از طرف دیگر در ارتباط با برگزاری مراسم سالگرد پانزده خرداد در مدرسهٔ فیضیهٔ قم که دهها نفر از دوستان و شاگردان او دستگیر شده و ساواک به ارتباط دستگیرشدگان با منتظری پی برده بود، تصمیم به بازداشت و انتقال او به تهران گرفت.
در تیرماه ۱۳۵۴ آیتالله منتظری را از تبعیدگاه سقز روانهٔ زندان نمودند. ابتدا او را به بازداشتگاه کمیتهٔ مشترک تهران بردند و فردای آن روز روانهٔ زندان اوین کردند. در اوین مدت شش ماه را در سلول انفرادی گذراند. در این بازداشتگاهها با فشارهای روحی و جسمی روبرو گردید. در زیر همین فشارها و شکنجهها بود که شکنجهگر «ازغندی» به او گفته بود: «علت این که تو را از حوزه دور نگه میداریم و از این طرف به آن طرف میفرستیم این است که یک خمینی دیگر به وجود نیاید».
پس از شش ماه بلاتکلیفی در زندان اوین بالاخره در یک دادگاه نظامی به اتهام کمک به جنبش اسلامی و خانوادهٔ زندانیان سیاسی و اقدام برای تشکیل حکومت اسلامی، به ده سال زندان محکوم گردید؛ اما در زندان نیز همراه رهبرانی همچون آیتالله طالقانی به فعالیتهای جنبش اسلامی و سیاسی ادامه داد. با اینکه در زندان از بیماریهای مختلف رنج میبرد، خارج بحث «خمس» و متن «اسفار» و کتاب طهارت را برای زندانیان تدریس نمود و شخصیتهای اسلامی زندانی همچون آیتالله طالقانی و آیتالله مهدوی کنی در مجالس بحث او حاضر میشدند.
منتظری در زندان اوین نیز نماز جمعه را اقامه نمود و بسیاری از زندانیان سیاسی مسلمان از جمله آیت الله طالقانی،آیت الله مهدوی کنی، آیت الله هاشمی رفسنجانی، آیت الله لاهوتی و دیگران در نماز جمعه حاضر میشدند؛ هرچند ساواک پس از مدتی مانع اقامهٔ آن شد.
سرانجام با اوجگیری مبارزات و عقبنشینیهای پی درپی حکومت پهلوی، منتظری پس از گذراندن حدود سه سال ونیم از دوران محکومیت به همراه آیتالله طالقانی در هشتم آبان ۱۳۵۷ از زندان آزاد شد و مورد استقبال چشمگیر مردم قرار گرفت.

در پیامی که امام خمینی خطاب به منتظری به مناسبت آزادی وی صادر کرد اینچنین آمده: «هیچ از دستگاه جبار جنایتکار تعجب نیست که مثل جنابعالی شخصیت بزرگوار خدمتگزار به اسلام و ملت را سالها از آزادی، ابتداییترین حقوق بشر محروم، و با شکنجههای قرونوسطایی با او و سایر علمای مذهب و رجال آزادیخواه رفتار کند. خیانتکاران به کشور و ملت از سایهٔ مثل شما رجال عدالتخواه میترسند. باید رجال دین و سیاست در بند باشند تا برای اجانب و بستگان آنان هرچه بیشتر راه چپاول بیت المال و ذخائر کشور باز باشد.»
میزان مقبولیت و محوریت منتظری در مبارزه و انقلاب تا آنجا بود که امام خمینی در زمان تبعید، او را به عنوان نمایندهٔ تام الاختیار خویش در ایران منصوب کرد و در نامهای از وی خواست که بر جریانات بیت او در قم اشراف داشته باشد؛ و دربارهٔ او با تعابیری همچون «فقیه عالیقدر»، «مجاهد بزرگوار»، «حاصل عمر من»، «ذخیرهٔ انقلاب» و «برج بلند اسلام» یاد میکرد و حیثیت او را «واجب المراعات» دانسته و پس از پیروزی انقلاب بسیاری از مسائل فقهی و سیاسی مربوط به قوهٔ قضائیه و وزارتخانهها را به او ارجاع میداد. در پائیز سال ۱۳۵۷ زمانی که آیتالله خمینی در نوفل لوشاتو در پاریس به سر میبرد، آیتالله منتظری به پاریس سفر کرد و در خصوص جنبش انقلاب و شکلگیری حکومت اسلامی در ایران با امام خمینی(ره) مشورت نموده و دستورها و نظرات رهبر انقلاب را دریافت کرد.
پس از انقلاب
بعد از پیروزی انقلاب، آیت الله منتظری ریاست خبرگان قانون اساسی را به عهده داشت و در تدوین قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نقش مهمی را ایفا کرد. وی از عوامل کلیدی در گنجاندن اصل ولایت فقیه در قانون اساسی به شمار میرود.
در سال ۱۳۶۴ مجلس خبرگان رهبری با در نظر گرفتن احتمالاتی تصمیم گرفت حسینعلی منتظری را به عنوان قائممقام روحالله خمینی معرفی و اعلام کند.
پس از بازداشت مهدی هاشمی، وی که مهدی هاشمی را بیگناه میدانست به نشانهٔ اعتراض درسهای خود را تعطیل کرد.مهدی هاشمی به دلیل یک سری اتهامات مجرم شناخته شده و در سال ۱۳۶۶ اعدام شد.
این مسئله و چند مسئله دیگر باعث شد که منتظری از سمت قائم مقامی رهبری برکنار شود.
آیتالله منتظری اما بعد از برکناری در صحنه سیاسی کشور حضور داشت و چند موضعگیری او بخصوص در خصوص ولایت فقیه موجب حصر خانگی او شد.
حسینعلی منتظری در واکنش حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری ایران (۱۳۸۸) از مسئولان خواست نسبت به «اشتباهات انجام شده در رویدادهای اخیر»، از مردم عذرخواهی کنند و گفت: «با حمایت قاطع خود از حرکتهای غیر خشونت بار ملت مسلمان برای دفاع از حقوق حقه خود در چارچوب قانون متقن اساسی جمهوری اسلامی که جمهوریت را رکن اصلی نظام میداند، هرگونه اقدامی که منجر به ضرر غیر قابل جبران به جمهوریت نظام گردد را جایز نمی دانم. هریک از برادران و خواهران دینی ما موظف است ملت را در دستیابی به حقوق حقه خود یاری دهد. بر این اساس، هرگونه مقاومت در این راستا، به خصوص ضرب و شتم و …. ملت را مصداق بارز مخالفت با اصول اساسی اسلام مبنی بر حاکمیت ملت بر سرنوشت خود دانسته و حرام شرعی اعلام می کنم.»


من بر این باورم : کسی که از ترس آنکه تکذیب نشود ،
حقیقت را نگوید ، شجاع نیست.
منظور من « بی باکی بی منطق » نیست.
بلکه ارزیابی موقعیت ، توجه دقیق به ارزش ها ،فضیلت ها و شناخت آنها پایبندی به وجدان ، تعمق و تفکر در خصوص مخاطرات ، تحمل سختی ها و اجتناب از دام هایی که انسان را به سوی ترس می کشاند، هست.
جوانان ترشیز بدانند که تحولی عظیم در راه است و مانعین و سنگ ریزان در راه تحول به هر شکلی از تحقق تحول جلوگیری خواهند کرد!
تحولی که خواستگاهش مردمی است.
تحولی که شاخه نیست که فردا بشود هرسش کرد، بلکه ریشه در عمق خواسته های مردمان ترشیز کهن دارد.
جوانان کوشنده و شجاع :
من به عنوان برادری کوچکتر از شما می خواهم که شجاعانه و به دور از رودربایستی با اشخاصی که خود سبب وجود این چنین وضعی بوده اند ، به گفت و گو بنشینید، پرسش کنید ، انتقاد کنید ، برنامه از انان بخواهید
كه جرات نكنند به شما که به حق« ستون های مستحکم نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران» هستید ، شعار و دروغ بگویند، آن هم با لعاب و رنگارنگی انتخاباتی.
شما باید و باید پرسش کنید ، انتقاد کنید ، چرا که بزرگتر هستید ،سواد سیاسی و اجتماعی و فرهنگی شما هم بیشتر است .
نگاه های معصومانه ی کوچکتر ها به زبان های ستودنی شماست.
جوانانی که به خاطر حضور در عرصه ی عمومی گدایی می کنند ، در ابتدا محکوم به شکست و در ادامه ی این چنین روند مرتکب خیانتی نابخشودنی خواهند شد.
جوانان، برای فعالیت و مشارکت اجتماعی نیازی یه گدایی نیست. که در پی ساختمان و هزینه های آن به این و آن محفل بچسبید.
اگر آگاهانه و فقط به خاطر مصالح خلق خواهان مبارزه و فعالیت هستیم شمعی روشن است.
جوانان ؛ وضعیت موجود؛ عنصر فراموشی
نگاهی گذرا به وضعیت موجود نه در کشور بلکه در همین شهر«کاشمر» به جوانان از سوی دست اندرکاران «پدیده ی جوان» نخستین ذهنیتی که بر فرد حاکم می شود عنصرفراموشی جوان در وضعیت موجود است.
آنگاه که جوان در روند اجتماعی شدن قرار می گیرد مترتب نیازها و خواست هایی می شود.
در شهرستان کاشمر جوان بدون آموختن الفبای حضور اجتماعی به شراکت جامعه پیوند می خورد.
شهرستان کاشمر از عمده شهرهایی است که پدیده جوان در آن چشمگیر است.
جوانان شهر کاشمر چه می کنند؟
جوانان شهر کاشمر چه می خواهند؟
جوانان شهر کاشمر در چه حدی از دخالت اجتماعی و سیاسی و فرهنگی برای خود در امور برنامه ریزی شهری هستند؟
با صراحت و شجاعت اعلام می دارم که جوانان شهر در وضعیت موجود به
«تک خواهی» گرفتار شده اند!
در شهرستان کاشمر بر اثر بی توجهی به جوانان آنان خود پا به عرصه ی اجتماعی گذاشته اند که معلم حضورشان در جامعه شبکه های ماهواره ای – پیام کوتاه هاست
در شهرستان کاشمر هر نهاد دولتی و یا وابسته به دولت برای خود واحد و شاخه و معاونتی با عنوان «جوانان» دارد، سوال اینجاست :
علل تشکیل شاخه جوانان در آن نهاد چیست؟
بی پروا بگویم به تمامی آنانی که آینده ی «انقلاب اسلامی ایران» برایشان از اوجب واجبات است اگر اینگونه به پدیده ی جوان نگاه می کنیم ، آینده مان در خطر است.
به میدانداران میداندار کشور می گویم که شما مسبب چندگانگی برای جوانان شده اید.
حفظ «انقلاب» نیازمند فقط یک تفکر نیست و جوان را نباید تک قطبی برای خود کرد.
در همین شهرستان کاشمر جوانانی هستند که با سلایق متفاوتی زیست می کنند و فقط به خاطر تیپ و یا سلیقه سیاسی و فرهنگی متفاوتی از گردونه دخالت اجتماعی حذف می شوند!
به عنوان مثال در همین شورای اسلامی شهرستان کاشمر که باید و بایستی از اولویت های کاری آن پرداختن به روند پدیده ی جوانگرایی باشد خبری نیست و جوان را آب برده و آنان را خوابی عمیق و سنگین زمستانی.
آنگاه که جریان راست کنونی به روشی موفقیت آمیز و تمیز«کارگروهی» مشغول است ، در دفتر نمایندگی مجلس شورای اسلامی شهر کاشمر برای پدیده ی جوانان کاشمر چه برنامه ای دارند؟
جریان راست کنونی به رسالت خود به زیبایی عمل می کند ، اما جریان چپ شهرستان برای جوانان چه می کند؟
جریان راست و چپ همانند ترازویی است که باید وجود داشته باشد و گرنه رقابتی برای توسعه ی کشور از لحاظ منابع انسانی و مطالعاتی شکل نمی گیرد!
انقلاب اسلامی ایران نیازمند مقاومت است و سربازان این مقاومت بایستی جوانان باشند. اما تقسیم بندی جوانان به خودی و غیر خودی برای هر دو طیف کنونی ایران به صلاح نیست.
انقلاب اسلامی ایران را جوانان متولد دهه«40-30-20» رقم زده اند و آینده ی انقلاب اسلامی را باید جوانان دهه«50-60-70-80» رقم بزنند.
اما اولین نیاز سرباز در نبرد کنونی خودآگاهی و دانایی از سنگری است که برای حفظش باید جان دهد.
به سربازان جوان انقلاب اسلامی چه می آموزانید؟
نبردی که امروز برای انقلاب در پیش است نبردی نرم افزاری است.
مسولان و دست اندکاران پدیده ی جوان در کشوری انقلابی و اسلامی در برابر این نبرد موزیانه و زیرکانه به جوانان چه می آموزانند؟
مسئله بسیار روشن است و راه هم هموار است! جوانان را با دخالت در امور شهری و کشوری دخالت دهید.
گفتمان انقلاب و حفظ انقلاب تنها با سخنوری و مکتوبات درسی میسر نمی شود.


